کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خربط | کلماتور
معانی کلمه : خربط
تلفظ بین المللی :
/xˈarbat/
تلفظ :
[x'aRbat]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
خربطه
علی خراط
علی خربوتی
عمر خربوتی
غزوه ٔ خبط
بردرو خربراند
چرخ خراطی
خبط دماغ
خبط کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
خربط. [ خ َ ب َ ] ( اِ مرکب ) بط بزرگ. قاز فربه و سمین. ( ناظم الاطباء ). خَربَت. اِوَّز. سیقا. قلولا. ( یادداشت بخط مؤلف ). بط کلان. ( شرفنامه ٔمنیری ). ( غیاث اللغات ). غاز بزرگ. ( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ) : چون زغن سالی ماده باشد و سالی نر و چون خربط روزی خشک و روزی تر. ( کتاب النقص ص 491 ). || مرد احمق و ابله. ( برهان قاطع )( ناظم الاطباء ). مرد بزرگ جثه کوچک عقل. ( از انجمن آرای ناصری ...
فرهنگ عمید
۱. غاز بزرگ.
۲. (صفت ) احمق.
فرهنگ معین
(خَ بَ ) ۱ - (اِ. ) مرغابی بزرگ . ۲ - (ص . ) ابله ، نادان .
فرهنگ فارسی
بطبزرگ، مرغابی بزرگ، غاز، مرداحمق ومسخره
( اسم ) قاز غاز .
مترادف و متضاد
غاز، قاز، خرچال
کلمات مرتبط
خربطه
علی خراط
علی خربوتی
عمر خربوتی
غزوه ٔ خبط
بردرو خربراند
چرخ خراطی
خبط دماغ
خبط کردن
نظرات