Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خبرگیر

تلفظ بین المللی : /xˈabarɡˌir/ تلفظ :‌ [x'abaRg,iR]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • خبرگیری
  • خبرگیری کردن
  • خبرگی
  • فاقد خبرگی
  • خورگیری
  • خربگیری
  • خرگیر
  • خرگیر کردن
  • خرگیری
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خبرگیر.[ خ َ ب َ ] ( نف مرکب ، اِ مرکب ) مستفسر. ( از آنندراج ). آنکه از مطلبی کسب و استفسار خبر کند : سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات بشنو ای پیک خبرگیر و سخن بازرسان.حافظ. || جاسوس. ( از آنندراج ) : منذر نعمان پسر خویش را با ده هزار سوار عرب بفرستاد و بفرمود که بمداین رو تا آن شهر که کسری ملک عجم آنجاست فرود آی و خبرگیران بفرست اگر پیش تو نیایند تو پیش مرو و اگر بیرون آیند و جنگ کنند با ایش...

مترادف و متضاد

جاسوس، خبرآور، خبرچین، راید، خبرجو، خبرکش


کلمات مرتبط

  • خبرگیری
  • خبرگیری کردن
  • خبرگی
  • فاقد خبرگی
  • خورگیری
  • خربگیری
  • خرگیر
  • خرگیر کردن
  • خرگیری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات