کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خرگیر-کردن | کلماتور
معنی کلمه : خرگیر کردن
تلفظ بین المللی :
/xˈarɡir kˈardan/
تلفظ :
[x'aRgiR k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
خاصه خرجی کردن
صدای خرخر کردن
ول خرجی کردن
خاصه و خرجی کردن
خبرگیری کردن
خبیر کردن
خرخر کردن
خرخری کردن
خرگیر
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
خرگیر کردن. [ خ َ ک َدَ ] ( مص مرکب ) بمسخره خرها گرفتن. گرفتن خر به بیگاری یا برای اردو. ( یادداشت بخط مؤلف ) :
گفت خیر است بازگوی خبر
گفت خرگیر می کند سلطان.
انوری.
|| بمشکل افتادن. به رنج افتادن. چون خر در وحل گیر کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
کلمات مرتبط
خاصه خرجی کردن
صدای خرخر کردن
ول خرجی کردن
خاصه و خرجی کردن
خبرگیری کردن
خبیر کردن
خرخر کردن
خرخری کردن
خرگیر
نظرات