قطع کردن جریان برق رایانه یا افزاره با کلید یا دستور نرمافزاری
نشاندن. فرونشاندن.
قطع کردن (جریانبرق)
خفه کردن، سرکوب کردن
فرونشاندن، آرام کردن
ساکت کردن، بیسروصدا کردن
کشتن، فروکشتن، منطفی کردن
۱. ساکت کردن، بیسروصدا کردن
۲. کشتن، فروکشتن، منطفی کردن
۳. قطع کردن (جریانبرق)
۴. خفه کردن، سرکوب کردن
۵. فرونشاندن، آرام کردن