معانی کلمه : حوصله
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. صبر، تحمل، بردباری.
۲. (زیست شناسی ) [قدیمی] چینه دان پرنده.
۲. (زیست شناسی ) [قدیمی] چینه دان پرنده.
فرهنگ معین
(حُ صَ لِ ) [ ع . حوصلة ] (اِ. ) ۱ - چینه دان مرغ . ۲ - صبر و تحمل .
فرهنگ فارسی
چینه دان مرغ، صبروتحمل وبردباری
( اسم ) ۱ - چینه دان مرغ ژاغر . ۲ - بردباری شکیبایی تحمل .
( اسم ) ۱ - چینه دان مرغ ژاغر . ۲ - بردباری شکیبایی تحمل .
گویش اصفهانی
تکیه ای: howsela
طاری: howsela
طامه ای: howsala
طرقی: hawsela
کشه ای: howsela
نطنزی: howsela
مترادف و متضاد
بردباری، حلم، شکیب، تحمل، شکیبایی، صبر ≠ ناشکیبایی
۱. بردباری، حلم، شکیب، تحمل، شکیبایی، صبر ≠ ناشکیبایی
۲. حال، آمادگی، ذوق، دماغ
۳. مجال
۴. ظرفیت، گنجایش
۵. چینهدان
mood (اسم)
حالت، مزاج، حال، مشرب، وجه، خاطر، حوصله، قلق
