حشو. [ ] (اِخ ) از نواحی دارابگرد بوده است . رجوع به نزهة القلوب ج 3 ص 139 شود. و نسخه بدل آن حسود آمده است .
حشو. [ ح َش ْوْ ] (ع مص ) زدن بر حشا. زخم بر شکم زدن . (زوزنی ). || آکندن . آکندن بالش و جز آن به آکنه . پر کردن . انباشتن . مملو کردن . || خرمای بد بار آوردن . (تا...
فرهنگ عمید
۱. قسمت زائد در هرچیزی.۲. (ادبی ) بخش میانی هر مصراع.۳. کلام یا جملۀ زائدی که در میان سخن واقع شود و از حیث معنی احتیاج به آن نباشد.۴. [قدیمی] آنچه با آن درون چیزی را پُر می کردند، مانندِ پشم یا پنبه که میان لحاف یا تشک می کردند: از حشو چرخ پُر نشد جوف همتت / سیمرغ همتت نه چون مرغان ارزن است (انوری: ۸۴ حاشیه ).۵. [قدیمی] برجستگی های ریز در تاروپود پارچه: قبا گر حریر است و گر پرنیان / به ناچار حشوش...
فرهنگ معین
(حَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - آن چه که با آن درون چیزی را پر کنند. ۲ - مردم فرومایه و پست . ۳ - کلام زاید که در وسط جمله واقع شود و حذف آن به معنای جمله لطمه ای وارد نکند.
دانشنامه آزاد فارسی
حَشْو (۱)تکرار چیزی با استفاده از کلمات دیگر. مثلاً، حشو است اگر بگوییم «یگانه ترین»، زیرا «یگانه» خود به معنای منحصربه فرد است و بنابراین نمی توان چیزی را یگانه «تر» یا «ترین» خواند. مثال های دیگر: «نوآوری تازه» (نوآوری متضمن تازه بودن است)؛ «هدیۀ رایگان» (همۀ هدیه ها به رایگان داده می شوند)؛ «جنازۀ بی جان». اما تکرار برای تأکید مقولۀ دیگری است. نامعقول نیست که بگوییم «صدا نباشد، همه ساکت». تکرر ...
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - آنچه که بدان درون چیزی را پر کنند ۲ - مردم فرو مایه و پست . ۳- اجزای میان صدر و عروض . ۴ - کلام زاید که در وسط جمله افتد اعتراض و آن سه قسم است: شحو قبیح ( از معایب کلام ) حشو متوسط ( نه حسن دارد و نه قبح ) و حشو ملیح ( از محاسن کلام ) اعتراض از نواحی دارا بگرد بوده است
دانشنامه عمومی
در دستور زبان حشو به کلمه یا عبارت زایدی گفته می شود که جمله از جهت معنی به آن نیازی ندارد و تعادل لفظ و معنی را در جمله به هم می زند و گاه می تواند باعث فساد معنی شود.اعتراض (دستور زبان)هرچند در مباحث درسی دورهٔ متوسطه ایران حشو به عنوان تکرار زائد معرفی شده است ولی از نگاه زبان شناسانه حشو دارای دسته بندی هایی است که از میان آن ها تنها حشو قبیح تکرار زاید است و از شیوایی و رسایی متن می کاهد. دو ...
[ویکی فقه] حشو (اعتراض) در لغت عربی به معنای "لایی" لباس است، همان الیافی که مابین آستر و پارچه نهاده می شود تا جامه و لباس را بهتر نشان دهد و نگه داردحشو در کلام به سه گونه است: حشو ملیح، حشو متوسط و حشو قبیح.شاعران زبان فارسی، در ابیات خود از حشو ملیح بیشتر از نوع دیگر حشوها استفاده می کنند. ← حشو ملیح ۱. ↑ بدیع نو، محبتی، مهدی؛ تهران، سخن، ۱۳۸۰، چاپ اول، ص۱۲۰.۲. ↑ بدیع بر بنیاد آثار سعدی، پیشگر...