حسن تعلیل. [ ح ُ ن ِ ت َ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) نزد اهل بدیع از محسنات معنویه است. و آن چنان است که برای وصفی علتی دعوی کنند که مناسب آن وصف باشد، اما به اعتباری که لطیف و در عین حال غیرواقعی باشد. یعنی در انتخاب علت با مراعات دقت و لطافت نظر کند و علتی بیاورد که در نفس الامر، آن علت موافقت با وصف نداشته باشد. و اگر واقعاً علت با وصف موافقت اصلی میداشت ، جزو محسنات شمرده نمیشد. چه در آن صورت ...
دانشنامه آزاد فارسی
حُسْنِ تَعلیل(تعلیل به معنی علت آوردن) در اصطلاح بدیع، بیان کردن علتی مناسب و ادبی، ولی غیر حقیقی، برای مدعای خود: آن زلف مشکبار بر آن رویِ چون بهار/گر کوته است، کوتهی از وی عجب مدار؛/شب در بهار روی نهد سوی کوتهی/وآن زلف چون شب آمد و آن روی چون بهار (امیر معزّی) شاعر، برای آن که براثر کوتاه بودن زلف معشوق، که با قیچی کوتاهش کرده اند، علتی بیاورد، کوتاهی زلف او را مانند کوتاهی شب در بهار دانسته است...
فرهنگ فارسی
نزد اهل بدیع از محسنات معنویه است
دانشنامه عمومی
حسن تعلیل آوردن علتی ادبی و ادعایی است برای امری، به گونه ای که بتواند خواننده را قانع کند. این علت سازی عموماً مبتنی بر تشبیه است و هنر آن زشت یا زیبا نمودن چیزی است.. با وجود این حسن تعلیل، واقعی، علمی یا عقلی نیست. مخاطب آن را از علت اصلی دلپذیرتر می یابد. بیشترین حسن تعلیل در ادبیات فارسی، در اشعار منوچهری دیده می شود. هر چند در آثار رودکی، حافظ، سعدی، سنایی و نظامی نیز نمونه های بسیاری از آن ...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] حسن تعلیل آوردن علتی ادبی و ادعایی است برای امری؛ به گونه ای که بتواند خواننده را قانع کند. این علت سازی عموماً مبتنی بر تشبیه است و هنر آن زیبا یا زشت نمون چیزی است. با وجود این حسن تعلیل، واقعی، علمی یا عقلی نیست. مخاطب آن را از علت اصلی دل پذیرتر می یابد.توضیح مطالب آن که، نویسنده در این راستا سعی کند برای صفتی یا مطلبی یا امری که در سخن خود بیان کرده است، علتی را ذکر کند، که علت او ...