کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حساس-بودن | کلماتور
معنی کلمه : حساس بودن
تلفظ بین المللی :
/hˈassɑs bˈuːdan/
تلفظ :
[h'assAs b'u:dan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
حواس پرت بودن
حواس جمع بودن
داخل ادم بودن یا حساب شدن یا به حساب امدن
حساب بردن
تصفیه حساب معاملات مقابل بدون رد و بدل کردن پول
حساس
حساس سازی
حساس شدن
حساس شده
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
tender
(فعل)
ارائه دادن، ترد کردن، لطیف کردن، عرضه کردن، تقدیم کردن، پیشنهاد دادن، حساس بودن
کلمات مرتبط
حواس پرت بودن
حواس جمع بودن
داخل ادم بودن یا حساب شدن یا به حساب امدن
حساب بردن
تصفیه حساب معاملات مقابل بدون رد و بدل کردن پول
حساس
حساس سازی
حساس شدن
حساس شده
نظرات