معنی کلمه : حزم شعبعب
لغت نامه دهخدا
حزم شعبعب. [ ح َ م ُ ] ( اِخ ) نام جائی است که در شعر آمده است :
تبصّر خلیلی هل تری من ظعائن
سوا لک نقباً بین حزمی شعبعب
فریقان منهم جازع بطن نخله
و آخر منهم قاطع حد کبکب.و در مراصدالاطلاع حزم سعیف آمده است.
تبصّر خلیلی هل تری من ظعائن
سوا لک نقباً بین حزمی شعبعب
فریقان منهم جازع بطن نخله
و آخر منهم قاطع حد کبکب.و در مراصدالاطلاع حزم سعیف آمده است.
