کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حرام-روزی | کلماتور
معانی کلمه : حرام روزی
تلفظ بین المللی :
/harˈɑm rˈuːzi/
تلفظ :
[haR'Am R'u:zi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
حسام الدین رازی
حسام رازی
حرام
حرام خواری
حرام شدن
حرام شمرده
حرام کردن
حرام خوار
حرام زاده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
حرام روزی. [ ح َ ] ( ص مرکب ) آنکه رزق مقسومش ضایع و تباه گردد. تنگ روزی :
می ده که من حرام روزی
خونابه خورم کدام روزی.
نظامی ( الحاقی ).
|| آنکه از حرام اعاشه کند. آنکه از حرام هزینه کند.
فرهنگ عمید
۱. کسی که با مال حرام امرار معاش می کند و رزق وروزی خود را از راه ناروا به دست می آورد.
۲. [مجاز] فقیر، نیازمند.
فرهنگ فارسی
تنگ روزی
کلمات مرتبط
حسام الدین رازی
حسام رازی
حرام
حرام خواری
حرام شدن
حرام شمرده
حرام کردن
حرام خوار
حرام زاده
نظرات