حذر کردن. [ ح َ ذَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) برحذر بودن. احتیاط کردن. پرهیز کردن : دو روز حذر کردن از مرگ روا نیست روزی که قضا باشد و روزی که قضا نیست.بندار رازی.ولیکن چو گردنده گردنده بودحذر کردن و درد خوردن چه سود.فردوسی.چون کس بروزه در تو نیارد نگاه کرداز روزه چون حذر نکنی ای سپیدکار؟فرخی.چو رسم جهان جهان را ببینی حذر کن ز بدهاش گر پیش بینی.ناصرخسرو.سوراخ شده ست سد یأجوج یک چند حذر کن ای برادر.ناصر...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) پرهیز کردن پرهیزیدن : (( از مصاحبت ناکسان حذر کنید . )
مترادف و متضاد
پرهیز کردن، اجتناب کردن، دوری گزیدن، احتراز کردن، دوری کردن