حد فاصل. [ ح َدْدِ ص ِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) مرز بین دو چیز اعم از محسوس و معقول. میان دو چیز: طور؛ حد فاصل میان دو چیز. طخوم ؛ حد فاصل میان دو زمین. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
میان دو چیز
مترادف و متضاد
partition (اسم)جدا کردن، تقسیم، اپارتمان، تیغه، دیواره، حد فاصل، وسیله یا اسباب تفکیک، افرادcontour (اسم)حد فاصل، محیط مرئی، نقشه برجسته، خط فاصل درنقشه های رنگیmedian (صفت)میانی، وسطی، حد فاصل...