کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حالی-بین | کلماتور
معانی کلمه : حالی بین
تلفظ بین المللی :
/hˈɑli bˈejn/
تلفظ :
[h'Ali b'ejn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
حال بین وابیدن
پروتکل الحاقی اژانس بین المللی انرژی اتمی
کنفرانس بین المللی مدارهای حالت جامد
پتانسیل برانگیخته بینایی حالت پایدار
حالا او را می بینی
حالبین
حالی
حالی اردبیلی محسن
حالی شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
حالی بین. ( نف مرکب ) خلاف دوربین. که مآل بین نباشد :
چشم را این نور [ نور مستعار ] حالی بین کند
چشم عقل و روح را گرگین کند.
مولوی.
دمبدم بر رو فتد هر جا رود
دیده و جانی که حالی بین بود.
مولوی.
فرهنگ فارسی
خلاف دور بین که مال بین نباشد
کلمات مرتبط
حال بین وابیدن
پروتکل الحاقی اژانس بین المللی انرژی اتمی
کنفرانس بین المللی مدارهای حالت جامد
پتانسیل برانگیخته بینایی حالت پایدار
حالا او را می بینی
حالبین
حالی
حالی اردبیلی محسن
حالی شدن
نظرات