Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ حالی به حالی شدن یا کردن

تلفظ بین المللی : /hˈɑli beː hˈɑli ʃˈodan jɑː kˈardan/ تلفظ :‌ [h'Ali be: h'Ali S'odan jA: k'aRdan]
اصطلاحات
  • حالی به حالی شدن
  • دل سنگ به حال کسی اب شدن
  • حال به حال شدن
  • اگر به جای آن همه تخمه بوداده مقداری آش خورده بودی، الآن حالت بهتر شده بود.
  • حال به حال شد
  • حالی به حالی
  • حالی به حالی گردیدن
  • به حال اول برگرداندن
  • به حالت اشتی درامدن
اصطلاحات

اصطلاحات

معنی اصطلاح -> حالی به حالی شدن / کردن
دچار تغییر حالت [ روحی ] شدن / کردن؛ به شدت تحت تاثیر قرار گرفتن / قرار دادن
مثال:
- از هوای صبحگاه بهاری، زمزمه ی جویبار و عطر گیاهان کوهستان حالی به حالی شده بود.
- سخن ران با لحن پرشورش همه ی شنوندگان را حالی به حالی کرد.

کلمات مرتبط

  • حالی به حالی شدن
  • دل سنگ به حال کسی اب شدن
  • حال به حال شدن
  • اگر به جای آن همه تخمه بوداده مقداری آش خورده بودی، الآن حالت بهتر شده بود.
  • حال به حال شد
  • حالی به حالی
  • حالی به حالی گردیدن
  • به حال اول برگرداندن
  • به حالت اشتی درامدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات