کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه به-حال-اول-برگرداندن | کلماتور
معنی کلمه : به حال اول برگرداندن
تلفظ بین المللی :
/beː hˈɑl ˈavval barɡardˈɑndan/
تلفظ :
[be: h'Al 'avval baRgaRd'Andan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از دو سال پیش ( پیرارسال) تا به حال، او را ندیدهام ( دو سال است که او را ندیده ام).
الحاق دولتی به یک پیمان
اگر به جای آن همه تخمه بوداده مقداری آش خورده بودی، الآن حالت بهتر شده بود.
الحاق کریمه به فدراسیون روسیه
جداسازی بخش هایی از استان هرمزگان و الحاق ان به استان فارس
قانون الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون بین المللی مقابله با تامین مالی تروریسم
قانون الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون پالرمو
اعتصام به حبل الله
دعا برای الحاق به صالحان
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
restore
(فعل)
ترمیم کردن، پس دادن، تعمیر کردن، اعاده دادن، به حال اول برگرداندن، اعاده کردن، مسترد داشتن، باز دادن
restitute
(فعل)
غرامت دادن، پس دادن، به حال اول برگرداندن، اعاده کردن
کلمات مرتبط
از دو سال پیش ( پیرارسال) تا به حال، او را ندیدهام ( دو سال است که او را ندیده ام).
الحاق دولتی به یک پیمان
اگر به جای آن همه تخمه بوداده مقداری آش خورده بودی، الآن حالت بهتر شده بود.
الحاق کریمه به فدراسیون روسیه
جداسازی بخش هایی از استان هرمزگان و الحاق ان به استان فارس
قانون الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون بین المللی مقابله با تامین مالی تروریسم
قانون الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون پالرمو
اعتصام به حبل الله
دعا برای الحاق به صالحان
نظرات