کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جوابگو-شدن | کلماتور
معنی کلمه : جوابگو شدن
تلفظ بین المللی :
/dʒavˈɑbɡu ʃˈodan/
تلفظ :
[dZav'Abgu S'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
جوابگو
شیرین جواب
کند جواب
کند جوابی
انعکاس یا جواب سرود و موسیقی
بی جواب
جواب احتیاج را دادن
جواب دادن
جواب دار
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
answer
(فعل)
از عهده برامدن، دفاع کردن، پاسخ دادن، جواب دادن، جوابگو شدن، بکار امدن، بکار رفتن، بدرد خوردن، جواب احتیاج را دادن، عهده دار شدن
کلمات مرتبط
جوابگو
شیرین جواب
کند جواب
کند جوابی
انعکاس یا جواب سرود و موسیقی
بی جواب
جواب احتیاج را دادن
جواب دادن
جواب دار
نظرات