جحی. [ ج ُ حا ] ( اِخ ) دجین بن ثابت ، مکنی به ابوالغض و مشهور به جحا است. وی از قبیله فزاره بود ودر اوایل قرن دوم هجری در کوفه میزیست و با ابومسلم خراسانی معاصر بود. حکایات مضحکی از او منقول است. ( از ریحانة الادب ج 4 ص 203 ). نام یکی از اکابر است که خود را دانسته به دیوانگی و مسخرگی افکنده بود. گویند: روزی در محفلی خوش طبعی خوشی کرد و لطیفه خوبی گفت کسی متوجه آن نشد، از غصه آن چون بخانه رفت چرخه...
دانشنامه آزاد فارسی
جُحی (قرن ۲ق)(یا: جوحی؛ تلفظ: جُحا) شخصیت نیمه تاریخی و نیمه ساختگی، و قهرمان حکایات هزل آمیز جهان عرب. گویند دُجَین بن ثابت نام داشت، از قبیلۀ عرب فزاره بود و در کوفه می زیست. در کتاب های ادبی حکایات و نوادر بسیار به او منسوب است. از لطیفه های منسوب به جُحی نخستین بار جاحظ، سخن گفته و سپس رواج و رونق گرفته است. ابن ندیم، در الفهرست، از کتاب نوادر جُحی نام برده، اما از این کتاب اثری باقی نمانده اس...