جحیم. [ ج َ ] ( ع ص ، اِ ) آتش سخت شعله زن. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از قطر المحیط ). || آتش توبرتو. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || هر آتش بزرگ که در مغاکی افروخته باشند. ( منتهی الارب ) ( از قطر المحیط ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). آتش بزرگ. ( ترجمان القرآن ) ( مهذب الاسماء ). آتش بسیار قوی و بلند. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). || جای سخت گرم. ( از اقر...
فرهنگ عمید
۱. دوزخ، جهنم. ۲. [مجاز] جای بسیارگرم.
فرهنگ معین
(جَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - (اِ. ) جهنم ، دوزخ . ۲ - جای بسیار گرم .
فرهنگ فارسی
دوزخ دوزخ، جهنم، جای بسیارگرم، آتش قوی وسخت درگودال ( اسم ) ۱- ( اسم ) پنجمین دوزخ ۲- ( اسم ) دوزخ جهنم. ۳- جای بسیار گرم . ۴- آتش نیرومند که در گودالی افروزند آتش سخت شعله زن .
مترادف و متضاد
آتش، جهنم، درک، دوزخ، سقر، نار، هاویه ≠ بهشت
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] به معنای آتش، شعله ور، سوزان و متراکم است.این واژه ۲۷ بار در قرآن به کار رفته است که ۲۶ مورد آن درباره دوزخ و یک مورد، اشاره به آتشی است که نمرود برای مجازات ابراهیم علیه السلام برافروخت.طبق نظر مشهور، جحیم از نام های دوزخ است و ظاهر آیاتی که در آن ها کلمه «جحیم» به کار رفته همین مطلب را تأیید می کند؛ مانند، و به کار رفتن واژه جحیم در آیات یاد شده در برابر جنت نشان می دهد که مراد از جحی...