کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جای-انداختن | کلماتور
معانی کلمه : جای انداختن
تلفظ بین المللی :
/dʒɑj andˈɑxtan/
تلفظ :
[dZAj and'Axtan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
جای شراب انداختن
جای سوزن انداختن نیست
جای سوزن انداختن یا سوزن انداز نبودن
جار و جنجال راه انداختن
جا انداختن
جان در خطر انداختن
جا انداخته نشده
ان جا یا جایی که عرب نی بیندازد یا انداخت
جا اِنّاختَن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
جای انداختن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) ترتیب دادن مکان. ( ارمغان آصفی ) ( از بهار عجم ). جای گستردن. مکان تعیین کردن :
بی آنکه همی کام و زبان وقف تو دارم
در صدر دل انداخته ام بهر تو جائی.
واله هروی ( از ارمغان آصفی ).
فرهنگ فارسی
ترتیب دادن مکان
کلمات مرتبط
جای شراب انداختن
جای سوزن انداختن نیست
جای سوزن انداختن یا سوزن انداز نبودن
جار و جنجال راه انداختن
جا انداختن
جان در خطر انداختن
جا انداخته نشده
ان جا یا جایی که عرب نی بیندازد یا انداخت
جا اِنّاختَن
نظرات