( آن جا یا جایی که عرب نی بیندازد یا انداخت ) معنی اصطلاح -> آن جا / جا یی که عرب نی بیندازد / انداختجای پرت / بسیاردور؛ جایی که بازگشت از آن ممکن نباشدمثال: به خیالت می رسه من عاشق چشم های بادومیت هستم؟ یه اردنگِ روبه قبله بهت می زنم، بری اونجا که عرب نی بندازه. ( علویه خانم – صادق هدایت ) توضیح: گویا در گذشته ها در صحراهای عربستان برای تعیین اینکه هنوز روز است یا غروب شده، نیزه ای به هوا می اند...