کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جانب-داشتن | کلماتور
معانی کلمه : جانب داشتن
تلفظ بین المللی :
/dʒˈɑneb dˈɑʃtan/
تلفظ :
[dZ'Aneb d'AStan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
جانب نگه داشتن
جانب کسی داشتن
جانب کسی نگه داشتن
جان سگ داشتن
جان داشتن
جان در آستین داشتن
کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می سترد
جانب
جأنب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
جانب داشتن. [ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب )رابطه داشتن. پیوند داشتن. مربوط بودن :
نسیم صبح را گفتم تو با او جانبی داری
کز آنجانب که او باشد صبا عنبرفشان آید.
سعدی.
رجوع به جانب شود.
فرهنگ فارسی
طرفداری
کلمات مرتبط
جانب نگه داشتن
جانب کسی داشتن
جانب کسی نگه داشتن
جان سگ داشتن
جان داشتن
جان در آستین داشتن
کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می سترد
جانب
جأنب
نظرات