(نِ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - پهلو، طرف . ۲ - سوی ، جهت . ۳ - ناحیه . ج . جوانب .
فرهنگ فارسی
پهلو، کرانه، طرف، جهت، ناحیه، جوانب جمع ( اسم ) ۱- پهلو کرانه طرف کنار. ۲- سوی جهت . ۳- ناحیه ناحیت . جمع جوانب . یا جانب بی جانبی . گوش. بی گوشه عالم بدون جهت جهان غیب عالم امر . کوتاه و خوار از مردم
[ویکی الکتاب] معنی جَانِبَ: جهت - ناحیه - طرف -پهلومعنی مِنَّا: از ما - از جانب مامعنی تِلْقَاءِ: برابر ومقابل - جانب - به سویمعنی لَا تَمُنُّواْ: منّت نگذارید(ازکلمه منّ به معنی نعمت دادن زیاد و باارزش است لذا زیاد شمردن نعمت تنها از جانب خدایتعالی نیکوست واز جانب غیر او زشت است)معنی بَلَغْتَ: رسیدی(در جمله "قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّی عُذْراً ":از جانب من به عذر قابل قبولی رسیده ای )معنی لَا تَم...