Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جا

تلفظ بین المللی : /dʒˈɑ/ تلفظ :‌ [dZ'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • جا انداخته نشده
  • جا دادن
  • جا دستی
  • جا ذغالی
  • جا زدن
  • جا سنجاقی
  • جا کلاهی
  • جا گذاشتن
  • جا افتادن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

جا. ( اِ ) معروف است که مکان و مقام باشد. ( برهان ). محل. مَعان. مستقر. موضع: عَثار؛ جای هلاک و بدی. خُنُس ؛ جای آهوان. وَأطَه ؛ جای ژرف از آب و جای بلند و مرتفع. نَجد؛ جای بلند. مندح ، معاث ؛ جای فراخ. اَذین ؛ جائی که بانگ نماز از هر جهت در آنجا شنوده شود. کَر؛ جائی که آب را در آن جمع کنند تا صاف و روشن گردد. قماءة، مقماءة؛ جائی که آفتاب نرسد. کلاء؛ جائی که باد کم گذرد. قِتل ؛ جائی که به زدن بر ...

فرهنگ عمید

۱. محل.۲. هر قسمتی از فضا یا سطح که کسی یا چیزی در آن قرار بگیرد.۳. منزل.۴. اثر باقی مانده از چیزی بر روی یک سطح: جای مُشت.۵. بستر: جا تَر است و بچه نیست.۶. جانشین، عوض، ازا: اگر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست / حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم (حافظ: ۷۰۸ ).۷. [مجاز] مقام.۸. [مجاز] موقعیت: سپهرش به جایی رسانید کار / که شد نامور لؤلؤ شاهوار (سعدی۲: ۱۱۵ ).۹. حد، اندازه: سخن چون به تندی به ج...

فرهنگ معین

زدن (زَ دَ) (مص م .) 1 - جنس بدلی یا نامرغوب را به جای مرغوب و اصلی به کسی دادن یا فروختن ، قالب کردن . 2 - از ترس ، نظر و تصمیم خود را عوض کردن . 3 - کسی را به جای دیگری معرفی کردن .

[ په . ] (اِ.) 1 - مکان ، موضع . 2 - رختخواب ، بستر. 3 - منزل ، مأوا. 4 - ظرف ، بشقاب . 5 - قدر، منزلت . ؛از ~ دررفتن کنایه از: عصبانی شدن ، خشمگین شدن . ؛~ تر است و بچه نیست کنایه از: فرد مورد نظر دررفته...

فرهنگ فارسی

جای، محل، مقام، هرگوشه یانقطه که کسی در آن باشد( اسم ) ۱- مکان مقام محل موضع مستقر. ۲- منزل ماوی . ۳- بستر رختخواب جام. خواب . ۴- جرات توانایی . ۵- ظرف کاسه بشقاب . ۶- قدرمقام حد اندازه . ۷- ( ادات استفهام ) کجا : ای نموده ترش روی از جابد این شوخی ترا? (عسجدی ) ترکیبات اسمی . یا به جاافتادن. بموقع مناسب . یا به جای ۱٠٠٠ - درحق دربار. . ۲- عوض بدل .یا برجای. بعوض بدل . یا جای خواب . ۱- محل خواب . ۲...

گویش مازنی

از پسوندهاست

۱مکان – محل – لانه ۲ظرف ۳بستر

/jaa/ مکان – محل – لانه - ظرف ۳بستر & از پسوندهاست

گویش بختیاری

1. جا، مکان؛ 2. رختخواب. jâ mo-ne bennâz>:رختخواب مرابینداز> .

مترادف و متضاد

فضا

موضع

اندازه، حد

بستر، رختخواب

توانایی، جرات

جایگاه، ماوا، ماوی

محل، مقام، مقر، مکان

اطاق، خانه، مسکن، منزل

۱. اطاق، خانه، مسکن، منزل
۲. جایگاه، ماوا، ماوی
۳. محل، مقام، مقر، مکان
۴. فضا
۵. موضع
۶. بستر، رختخواب
۷. اندازه، حد
۸. توانایی، جرات

house (اسم)خانقاه، منزل، مسکن، جا، برج، نشیمن، خانه، سرای،...

واژه نامه بختیاریکا

به جا کِردِن
جار؛ چُ؛ چنو

کلمات مرتبط

  • جا انداخته نشده
  • جا دادن
  • جا دستی
  • جا ذغالی
  • جا زدن
  • جا سنجاقی
  • جا کلاهی
  • جا گذاشتن
  • جا افتادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات