توکل . [ ت َ وَک ْ ک ُ ] (اِخ ) ابن اسماعیل ... . رجوع به ابن بزاز در همین لغت نامه و کتاب از سعدی تا جامی ادوارد برون ترجمه ٔ حکمت و تاریخ مغول اقبال و حبیب السیر شود.
امید
امید
(تلفظ: tavakol) (عربی) یقین داشتن به رحمت خداوند و امید بستن به او ؛ (در تصوف) واگذار کردن کارها به خداوند در جایی که اراده و قدرت بشری کارساز نباشد .
بهدیگری اعتماد کردن
اعتماد، پشتگرمی، تسلیم
تفویض کردن (امر به خداوند)، کار خود به خداواگذاشتن، واگذاردن
۱. اعتماد، پشتگرمی، تسلیم
۲. بهدیگری اعتماد کردن
۳. تفویض کردن (امر به خداوند)، کار خود به خداواگذاشتن، واگذاردن
امید