Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : توشه دادن

تلفظ بین المللی : /tˈuːʃeː dˈɑdan/ تلفظ :‌ [t'u:Se: d'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
  • توبه دادن و بخشیدن
  • توجه نشان دادن
  • توبه دادن
  • توشه
  • تُوشَه
  • توشه رسان
  • توشه سرباز
  • توشه سفر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

توشه دادن. [ ش َ / ش ِ دَ ] ( مص مرکب ) تزوید. ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ). مزادة. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). زاد و قوت دادن. آذوقه دادن :
ماه به ماه می کند شاه فلک کدیوری
عالم فاقه برده را توشه دهد توانگری.
خاقانی.
ز فیض دولت بیدار دیده میخواهم
که صبح را دهم از گریه توشه شبگیر.
خاقانی.

فرهنگ فارسی

زاد و قوت دادن

کلمات مرتبط

  • بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
  • توبه دادن و بخشیدن
  • توجه نشان دادن
  • توبه دادن
  • توشه
  • تُوشَه
  • توشه رسان
  • توشه سرباز
  • توشه سفر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات