کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تمنع | کلماتور
معانی کلمه : تمنع
تلفظ بین المللی :
/tamˈannoʔ/
تلفظ :
[tam'anno?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
کلمات مرتبط
تمنعهم
التمن رابرت
التمن سیدنی
بی تصنع
بدون تصنع
تصنعی گرامی
تمنا کردن
تمنیات
تمانع برهان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
لغت نامه دهخدا
تمنع. [ ت َ م َن ْ ن ُ ] ( ع مص ) استوار و قوی شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بازداشتن از آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بازایستادن. ( آنندراج ). || چیره شدن بر آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
۱. قوی شدن.
۲. استوار شدن.
۳. چیره شدن.
۴. بازایستادن.
فرهنگ معین
(تَ مَ نُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - استوار شدن . ۲ - بازایستادن .
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) استوار شدن.۲ - باز ایستادن خود داری کردن . ۲ - ( اسم ) مناعت . جمع : تمنعات .
دانشنامه عمومی
تمنع (به عربی: تمنع) یک منطقهٔ مسکونی در یمن است که در استان شبوه واقع شده است.
فهرست شهرهای یمن
wiki:
تمنع
کلمات مرتبط
تمنعهم
التمن رابرت
التمن سیدنی
بی تصنع
بدون تصنع
تصنعی گرامی
تمنا کردن
تمنیات
تمانع برهان
نظرات