تمنا کردن. [ ت َ م َن ْ نا ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خواهش کردن و آرزو کردن. ( ناظم الاطباء ) : بر پایه علمی آی خوش خوش بر خیره مکن برتری تمنا.ناصرخسرو.بدگوهر لئیم ظفر... تمنای دیگر منازل کند که شایانی آن ندارد. ( کلیله و دمنه چ قریب چ 6 ص 82 ).رصد عشق تو جهان بگرفت چون تمنا کنم گریغ از تو.خاقانی.تمنا می کنم هر شب که چون یابم وصال تواز این خوشتر تمنایی نمی بینم نمی بینم.خاقانی.چون هم نفسی کنم تمنابر آی...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- آرزو کردن . ۲ - خواهش کردن التماس کردن .