کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تمجیج | کلماتور
معنی کلمه : تمجیج
تلفظ بین المللی :
/tˈamdʒidʒ/
تلفظ :
[t'amdZidZ]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
تسبیح و تمجید گفتن
تشویق و تمجید
تعریف و تمجید از خود
تمجمج کردن
تمجید امیز
تمجید و ستایش کردن
تمجید کردن
مربوط به تحسین و تمجید
تمجمج
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
تمجیج. [ ت َ ] ( ع مص ) عیب کردن خواستن ترا. ( منتهی الارب ). خواستن فلان عیب فلان را: مجج فلان بفلان تمجیجا، اراده بالعیب. ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و در اقرب الموارد افزاید که این معنی جز در قاموس دیده نشد.
کلمات مرتبط
تسبیح و تمجید گفتن
تشویق و تمجید
تعریف و تمجید از خود
تمجمج کردن
تمجید امیز
تمجید و ستایش کردن
تمجید کردن
مربوط به تحسین و تمجید
تمجمج
نظرات