کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تلقی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : تلقی کردن
تلفظ بین المللی :
/talˈaq1q1i kˈardan/
تلفظ :
[tal'aq1q1i k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
با بی اعتنایی تلقی کردن
اوقات تلخی کردن
اوقات تلخی کردن به
بسرعت ترقی کردن یا بالا رفتن
بسرعت درقیمت ترقی کردن
ترقی معکوس کردن
ترقی کردن
تلاقی کردن
تلق تلق کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
تلقی کردن. [ ت َ ل َق ْ قی ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پذیرفتن. قبول کردن : به سمع رضا تلقی کردن. به حسن قبول تلقی کردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - فرا گرفتن درک کردن . ۲ - پذیرفتن .
مترادف و متضاد
برداشت کردن
ارزیابی کردن، ذهنیت داشتن
۱. برداشت کردن
۲. ارزیابی کردن، ذهنیت داشتن
treat
(فعل)
رفتار کردن، مربوط بودن به، مهمان کردن، سالم کردن، درمان کردن، تلقی کردن، مورد عمل قرار دادن، بحث کردن، درمان شدن
کلمات مرتبط
با بی اعتنایی تلقی کردن
اوقات تلخی کردن
اوقات تلخی کردن به
بسرعت ترقی کردن یا بالا رفتن
بسرعت درقیمت ترقی کردن
ترقی معکوس کردن
ترقی کردن
تلاقی کردن
تلق تلق کردن
نظرات