کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تلاقی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : تلاقی کردن
تلفظ بین المللی :
/talˈɑq1i kˈardan/
تلفظ :
[tal'Aq1i k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
با بی اعتنایی تلقی کردن
تلافی کردن
تلقی کردن
با تازی شکار کردن
تاتی کردن
تاق کردن
بی تابی کردن
بی تابی کردن کودک
تاری کردن
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) دیدار کردن فراهم رسیدن هم را دیدن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
meet (فعل)مواجه شدن، پیوستن، برخورد کردن، تقاطع کردن، تلاقی کردن، یافتن، مواجه شدن با، ملاقات کردن، مصادف شدن باcross (فعل)قطع کردن، کج خلقی کردن، گذشتن، تقاطع کردن، عبور کردن، قلم کشیدن بروی، روبرو شدن، دورگه کردن، تلاقی کردن، پیوند زدن...
کلمات مرتبط
با بی اعتنایی تلقی کردن
تلافی کردن
تلقی کردن
با تازی شکار کردن
تاتی کردن
تاق کردن
بی تابی کردن
بی تابی کردن کودک
تاری کردن
نظرات