کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تل-کردن | کلماتور
معانی کلمه : تل کردن
تلفظ بین المللی :
/tˈel kˈardan/
تلفظ :
[t'el k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تل بر کردن
تل
تَل
تُل
تِلَّ
تل سنگ
تل شنی
تل علف
تل یا تپه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تل کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بر روی هم چون خرمنی گرد کردن. کوت کردن. بر روی یکدیگر نهادن چون تلی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به تل شود.
فرهنگ فارسی
بر روی هم چون خرمنی گرد کردن .
کلمات مرتبط
تل بر کردن
تل
تَل
تُل
تِلَّ
تل سنگ
تل شنی
تل علف
تل یا تپه
نظرات