کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تقلب-کردن | کلماتور
معانی کلمه : تقلب کردن
تلفظ بین المللی :
/taq1ˈallob kˈardan/
تلفظ :
[taq1'allob k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تقبل کردن
تقلا کردن
تقلا یا کشمکش کردن
در گل تقلا کردن
تقرب حاصل کردن
تقرب کردن
تلب ها کاردن
تقلب
تقلب امیز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
تقلب کردن. [ ت َ ق َل ْ ل ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دورویی کردن. و نادرستی کردن و خیانت نمودن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) دغلی کردن در کاری حقه زدن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
حقه زدن، دغلی کردن، دغلبازی کردن، نیرنگ ورزیدن، نادرستی کردن
sharpen (فعل)تند کردن، تیز کردن، تقلب کردن، تیز شدن، نوک تیز کردنnobble (فعل)سرقت کردن، جر زدن، بطرف خود اوردن، طرفدار خود کردن، سو استفاده کردن، تقلب کردن...
کلمات مرتبط
تقبل کردن
تقلا کردن
تقلا یا کشمکش کردن
در گل تقلا کردن
تقرب حاصل کردن
تقرب کردن
تلب ها کاردن
تقلب
تقلب امیز
نظرات