تقلب. [ ت َ ق َل ْ ل ُ ] ( ع مص ) دست انداختن در امور بخواست خود. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تصرف در کارها بخواهش خود. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || برگشتن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). برگردیدن. ( زوزنی ). ورگردیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). واگردیدن و برگردیدن. ( مجمل اللغة ). بسیار گردیدن و گردش. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد )....
فرهنگ عمید
۱. در کاری به سود خود و زیان دیگری تصرف کردن. ۲. نادرستی و دغلی. ۳. [قدیمی] برگشتن از حالی به حالی، دگرگون شدن.
فرهنگ معین
(تَ قَ لُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - دگرگون شدن . ۲ - در کاری به سود خود و به زیان دیگری تصرف کردن .
فرهنگ فارسی
برگشتن ازحالی بحالی، دگرگون شدن، تصرف کردن ۱ -( مصدر ) برگشتن از حالی بحالی دیگر دیگرگون شدن . ۲ - واژگون شدن زیر و رو شدن.۳- در کاری بنفع خود و بضرر دیگری تصرف کردن . ۴ - ( اسم ) نادرستی دغلی دغلکاری . ۵ - گردش . جمع : تقلبات .
دانشنامه عمومی
تقلب نوعی از دروغ، کلاه برداری و حیله گری است که باعث ایجاد برتری ناعادلانه متقلب بر دیگران می شود. تقلب گونه ای از نقض قانون است. در قانون و حقوق کمتر از واژه تقلب استفاده می شود و بیشتر بعنوان کلاه برداری و فساد نام برده می شود. در دنیای ورزش نیز می توان به دوپینگ اشاره کرد که تقلب محسوب می شود و استفاده از آن غیر قانونی است و مانند تقلب دانش آموز در امتحان.قاچاقwiki: استیون ئی. ده سوزا و تهیه ک...
مترادف و متضاد
واژگون شدن
دگرگون شدن، قلب شدن
تزویر، جعل، دغلکاری، شید، غش، قلب، نادرستی
۱. تزویر، جعل، دغلکاری، شید، غش، قلب، نادرستی ۲. دگرگون شدن، قلب شدن ۳. واژگون شدن
[ویکی الکتاب] معنی تَقَلُّبَ: چرخاندن -گردانیدن (کلمه قلب به معنای برگرداندن چیزی از این رو به آن رو است ، و چون به باب تفعیل برود مبالغه در این عمل را میرساند ، پس تقلیب یعنی بسیار زیرورو کردن چیزی ، و تقلب هم قبول همان تقلیب است پس تقلب قلوب و ابصار عبارت است از برگشتن دلها و...معنی تُقَلَّبُ: دگرگون می شودمعنی نُقَلِّبُهُمْ: آنان را می گردانیم (ازکلمه قلب به معنای برگرداندن چیزی از این رو به آن...