تفریق کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جدا کردن عدد و عدد کوچکتر را از عدد بزرگتر بیرون نمودن. ( ناظم الاطباء ). کاهش عددی خرد از عدد کلان ، خلاف افزایش.
فرهنگ فارسی
۱ -( مصدر ) جدا کردن. ۲ - پراکنده کردن . ۳ - کم کردن کاستن . ۴ - ( اسم ) جدایی . ۵ - کاهش . ۶ - کم کردن عدد کوچکتر از عدد بزرگتر کوچکتر را مفروق و بزرگتر را مفروق منه گویند . جمع : تفریقات . جدا کردن عدد و کم کردن عدد کوچکتر را از بزرگتر
مترادف و متضاد
۱. کم کردن، کسر کردن، منها کردن ۲. کاستن، کاهشدادن ۳. جدا کردن، پراکندن، جدایی افکندن
subtract (فعل)کاستن، کم کردن، تفریق کردن، منها کردن، تفریق شدنsubduct (فعل)ربودن، کشیدن، بیرون بردن، تفریق کردن، کسر کردنdeduce (فعل)کم کردن، دریافتن، نتیجه گرفتن، استنباط کردن، تفریق کردن...