( مصدر ) ۱ - شادمانی نمودن شادی کردن . ۲ - گردش کردن .
مترادف و متضاد
گردش کردن، تفرج کردن
سرگرمشدن، تفنن کردن، وقتگذرانی کردن
لذتبردن، شادمانی کردن، خوشی کردن، فرحناکشدن
۱. سرگرمشدن، تفنن کردن، وقتگذرانی کردن ۲. لذتبردن، شادمانی کردن، خوشی کردن، فرحناکشدن ۳. گردش کردن، تفرج کردن
article (فعل)به صورت مواد در اوردن، تفریح کردنplay (فعل)بازی کردن، زدن، تفریح کردن، نواختن، الت موسیقی نواختن، رل بازی کردن، روی صحنه ی نمایش ظاهر شد...