کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تعنت-زدن | کلماتور
معانی کلمه : تعنت زدن
تلفظ بین المللی :
/tˈaʔnat zˈadan/
تلفظ :
[t'a?nat z'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تعنت
تعنت کردن
او تانت
ترنت
تنت درست
پیه اش به تنت خورده
استک آن ترنت
استک ان ترنت
تسنت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تعنت زدن. [ ت َ ع َن ْ ن ُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) طعنه زدن. سرزنش کردن. تعنت کردن :
برو زین سپس گو سر خویش گیر
تعنت مزن ، جای دیگر بمیر.
( بوستان ).
و رجوع به تعنت و تعنت کردن شود.
فرهنگ فارسی
طعنه زدن سرزنش کردن
کلمات مرتبط
تعنت
تعنت کردن
او تانت
ترنت
تنت درست
پیه اش به تنت خورده
استک آن ترنت
استک ان ترنت
تسنت
نظرات