کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تطهم | کلماتور
معنی کلمه : تطهم
تلفظ بین المللی :
/tatˈeːam/
تلفظ :
[tat'e:am]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
تطهمل
انکلساریا بهرام گور تهمورس
انکلساریا تهمورث دین شاه
ایه تطهیر
بوسیله تطمیع بدام انداختن
تطمیع کردن
تطهیر شدن
تطهیر کردن
تطهیر کننده
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تطهم. [ ت َ طَهَْ هَُ ] ( ع مص ) کراهیت داشتن طعام. ( تاج المصادر بیهقی ). ناخوش داشتن طعام را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). اندوهگین گردیدن از کسی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || ناخوش داشتن صحبت کسی را. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ): فلان یتطهم عنا؛ ای یستوحش. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد )....
کلمات مرتبط
تطهمل
انکلساریا بهرام گور تهمورس
انکلساریا تهمورث دین شاه
ایه تطهیر
بوسیله تطمیع بدام انداختن
تطمیع کردن
تطهیر شدن
تطهیر کردن
تطهیر کننده
نظرات