کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تطمیع-کردن | کلماتور
معانی کلمه : تطمیع کردن
تلفظ بین المللی :
/tˈatmiʔ kˈardan/
تلفظ :
[t'atmi? k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تامین غذا کردن
تامین مدعا به کردن
تامین کردن
خواربار تامین کردن
محفوظ داشتن تامین کردن
تامین کردن نظر کسی
تجمع کردن
تأمین کردن
تطمیع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بطمع انداختن آزمند کردن بیوسانیدن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
به طمعانداختن، آزمند ساختن، بیوسانیدن، تحریص کردن، به آز افکندن
allure (فعل)به طمع انداختن، تطمیع کردنbribe (فعل)تطمیع کردن، رشوه دادنbuy (فعل)تطمیع کردن، خریدن، خریداری کردن، خرید کردنbuy off (فعل)تطمیع کردن، با پول مصالحه کردن...
کلمات مرتبط
تامین غذا کردن
تامین مدعا به کردن
تامین کردن
خواربار تامین کردن
محفوظ داشتن تامین کردن
تامین کردن نظر کسی
تجمع کردن
تأمین کردن
تطمیع
نظرات