تصفیه کردن. [ ت َ ی َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) صاف کردن و روشن و پاکیزه نمودن. ( ناظم الاطباء ). پالودن. || مأخوذ از تازی و در تداول امروز اصلاح سازمانها از نظر اعضای صالح و ناصالح.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - پاک کردن پالودن بی آلایش کردن . ۲ - بپایان رسانیدن امری را . ۳ - رفع اختلاف کردن . یا تصفیه کردن حساب
مترادف و متضاد
صاف کردن
پالایش کردن
رفع اختلاف کردن
پاک کردن، پالودن
پاکسازی کردن، فیلتر کردن
تفریغ حساب کردن، تسویهحساب کردن
۱. پاک کردن، پالودن ۲. صاف کردن ۳. پالایش کردن ۴. پاکسازی کردن، فیلتر کردن ۵. رفع اختلاف کردن ۶. تفریغ حساب کردن، تسویهحساب کردن