کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تسجیع | کلماتور
معانی کلمه : تسجیع
تلفظ بین المللی :
/tˈasdʒiʔ/
تلفظ :
[t'asdZi?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
سیاهۀ تسریع کننده های بازگشت
عامل تسریع کننده
تسریع زدن
تسریع شدن
تسریع شده
تسریع کردن
تسریع کردن در
تحریک و تشجیع کردن
ترجیعات
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
تسجیع. [ت َ ] ( ع مص ) سخن با سجع گفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || بانگ کردن کبوتر. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). و رجوع به سجع و مسجع شود.
فرهنگ عمید
سخن با سجع و قافیه گفتن، کلام موزون گفتن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص ل . ) با سجع سخن گفتن .
کلمات مرتبط
سیاهۀ تسریع کننده های بازگشت
عامل تسریع کننده
تسریع زدن
تسریع شدن
تسریع شده
تسریع کردن
تسریع کردن در
تحریک و تشجیع کردن
ترجیعات
نظرات