کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تسریع-کردن | کلماتور
معنی کلمه : تسریع کردن
تلفظ بین المللی :
/tˈasriʔ kˈardan/
تلفظ :
[t'asRi? k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تسریع کردن در
تاریک کردن
مبهم و تاریک کردن
تبری کردن
تاری کردن
تاریخ پدید کردن
تاریخ کردن
تاریخ گذاری کربنی
زبده تاریخ کرد و کردستان
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
precipitate (فعل)تسریع کردن، شتاباندن، پرت کردن، بشدت پرتاپ کردن، به سرعت عمل کردن، سراشیب تند داشتن، ناگهان سقوط کردنaccelerate (فعل)شتاب دادن، سرعت دادن، تسریع کردن، شتاب کردن، شتاباندن، تند کردن، بر سرعت افزودن، تند شدن، تندتر شدنspeed up (فعل)سرعت دادن، تسریع کردنadvance (فعل)تسریع کردن، جلو بردن، پیش بردن، اقامه کردن، جلو رفتن، ترقی دادن، ترفیع رتبه دادن، مساعده دادن، پیش رفتنcatalyze (فعل)تس...
کلمات مرتبط
تسریع کردن در
تاریک کردن
مبهم و تاریک کردن
تبری کردن
تاری کردن
تاریخ پدید کردن
تاریخ کردن
تاریخ گذاری کربنی
زبده تاریخ کرد و کردستان
نظرات