تزکیه (ادبیات)(catharsis)اصطلاحی در نقد ادبی که به یونانی «کاتارسیس» می گویند و در متون قدیمی فارسی و عربی به صورت «کثرسیس» ضبط شده است. مقصود از آن تخلیه و تزکیۀ عاطفی از طریق تجاربی مثل ترس و شفقت است، مثلاً آن گونه که در تراژدی روی می دهد. ارسطو، در بوطیقا، آن را برای نشان دادن احساس تسکین یا لذت تماشاگر از تماشای رنج شخصیت هایی که در تراژدی قربانی اشتباهات یا سرنوشت دردناک خود می شوند، به کار ...
فرهنگ فارسی
پاکیزه کردن، بی آلایش کردن، اضطراب، جنبش ( مصدر ) ۱- پاکیزه گردانیدن بی آلایش کردن.۲- ستودن . ۳- زکات دادن .
[ویکی فقه] پیراستن نفس از صفات رذیله و آراستن آن به صفات حمیده را تزکیه گویند.تزکیه از ماده «زـ ک ـ و» و در لغت به معنای استوار ساختن و دور کردن شئ از عیب و کاستی و ایجاد رشد، برکت و طهارت در آن یا به معنای دور دانستن شئ از عیوب و گواهی به پاکی و طهارت آن است. برخی معنای اصلی تزکیه را کنار زدن نادرستیها از امور صحیح دانسته و دیگر معانی را از لوازم و آثار آن به حساب آورده و افزوده اند: تفاوت تزکیه ...