کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ترید-کردن | کلماتور
معانی کلمه : ترید کردن
تلفظ بین المللی :
/tˈirid kˈardan/
تلفظ :
[t'iRid k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تردد کردن
تردید پیدا کردن
تردید کردن
تردید کردن در
ترد کردن
تردد بسیار کردن
ابتدا کوتاه ترین مسیر را انتخاب کردن
تُرد کردن
کوچک ترین کران بالا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ترید کردن. [ ت َ / ت ُ ک َ دَ] ( مص مرکب ) اشکنه کردن. شکستن نان را در طعام. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به ترید و تریت شود.
فرهنگ فارسی
نان را در آبگوشت و غیره خیساندن
اشکنه کردن شکستن نان را در طعام .
کلمات مرتبط
تردد کردن
تردید پیدا کردن
تردید کردن
تردید کردن در
ترد کردن
تردد بسیار کردن
ابتدا کوتاه ترین مسیر را انتخاب کردن
تُرد کردن
کوچک ترین کران بالا
نظرات