کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تردید-کردن | کلماتور
معانی کلمه : تردید کردن
تلفظ بین المللی :
/tˈardid kˈardan/
تلفظ :
[t'aRdid k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تردید کردن در
تردید پیدا کردن
ارعاب و تهدید کردن
تردد کردن
تجدید اسکان کردن
تجدید سازمان کردن
تجدید فراش کردن
تجدید نظر کردن
تجدید نظر کردن در
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
تردید کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) موافقت نکردن و دودله شدن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) تردید داشتن .
موافقت نکردن و دودله شدن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
شک کردن، به شبهه افتادن، شبهه کردن، مردد ماندن، دودلبودن
doubt (فعل)مظنون بودن، شک داشتن، تردید کردنstick (فعل)چسبیدن، بهم پیوستن، چسباندن، بستن، الصاق کردن، تحمل کردن، سوراخ کردن، فرو بردن، تردید کردن، گیر کردن، نصب کردن، چسبناک کردن، گیر افتادنtotter (فعل)تلو تلو خوردن، تردید کردن، پس و پیش رفتن، متزلزل شدن...
کلمات مرتبط
تردید کردن در
تردید پیدا کردن
ارعاب و تهدید کردن
تردد کردن
تجدید اسکان کردن
تجدید سازمان کردن
تجدید فراش کردن
تجدید نظر کردن
تجدید نظر کردن در
نظرات