ترسیم . [ ت َ ] (ع اِ) ملازمان تمغادار، یا عام است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء).
کشیدن، رسم کردن
رسم کردن، نگاشتن
تصویر، رسم، نقش، نگارگری
خطکشیدن، نشان گذاشتن، نشانهگذاری کردن
۱. تصویر، رسم، نقش، نگارگری،
۲. رسم کردن، نگاشتن
۳. خطکشیدن، نشان گذاشتن، نشانهگذاری کردن
۴. کشیدن، رسم کردن