کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ترسیم-کردن | کلماتور
معانی کلمه : ترسیم کردن
تلفظ بین المللی :
/tˈarsim kˈardan/
تلفظ :
[t'aRsim k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
کلمات مرتبط
باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
بسه بخش مساوی تقسیم کردن
بطور غیر عادلانه تقسیم کردن
بقسمت های جزء تقسیم کردن
بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
بدو بخش تقسیم کردن
به بخشهای مختلف تقسیم کردن
به سه بخش تقسیم کردن
به سه قسمت تقسیم کردن
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
مترادف و متضاد
trace
(فعل)
ضبط کردن، کشیدن، دنبال کردن، رسم کردن، پی بردن به، ترسیم کردن، ردیابی کردن، اثر گذاشتن، پی کردن
map
(فعل)
نقشه کشیدن، نگاشتن، ترسیم کردن
فرهنگ فارسی ساره
پنگاشتن
کلمات مرتبط
باجزاء فرعی تقسیم بندی کردن
بسه بخش مساوی تقسیم کردن
بطور غیر عادلانه تقسیم کردن
بقسمت های جزء تقسیم کردن
بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
بدو بخش تقسیم کردن
به بخشهای مختلف تقسیم کردن
به سه بخش تقسیم کردن
به سه قسمت تقسیم کردن
نظرات