تراز کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) هموار و مستوی کردن چیزی. || قرار دادن تراز در آخر حساب. بالانسه . ( فرهنگستان ). معادل کردن دو ستون دخل و خرج در دفاتر حساب ، اعم از دفاتر بانکی یا بازرگانی. || نقش و نگار کردن :
گهی ز میغ زند بر مه دوهفته رقم
گهی ز مشک کند بر گل بنفشه تراز.
قطران ( از انجمن آرا ).