کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تاخت و تاز کردن
تلفظ بین المللی :
/tˈɑxt vˈa tˈɑz kˈardan/
تلفظ :
[t'Axt v'a t'Az k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تاخت و تاز کردن در
بی تاج و تخت کردن
تاختوتاز کردن
تاخت و تاز
سالی گاردنر در تاخت و تاز
مدعی تاج و تخت
وفادار نسبت به تاج و تخت
تاج و تخت
ترک و تات
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
ravage (فعل)ویران کردن، غارت کردن، تاخت و تاز کردن، بلا زده کردنforay (فعل)چپاول کردن، غارت کردن، تاخت و تاز کردن، تهاجم کردن، پیغام بردنoverrun (فعل)تاراج کردن، تاخت و تاز کردن، سرتاسر محلی را فراگرفتن...
کلمات مرتبط
تاخت و تاز کردن در
بی تاج و تخت کردن
تاختوتاز کردن
تاخت و تاز
سالی گاردنر در تاخت و تاز
مدعی تاج و تخت
وفادار نسبت به تاج و تخت
تاج و تخت
ترک و تات
نظرات