کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تخم-کشی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : تخم کشی کردن
تلفظ بین المللی :
/tˈoxm kˈeʃi kˈardan/
تلفظ :
[t'oxm k'eSi k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تخم کشی
تخم کشی از جانوران هم تیره
به تخم کسی
تخم کسی را کشیدن
روی تخم چشم کسی جا داشتن
کسی را روی تخم چشم جا دادن کسی
کسی نمی تواند تخم دیگری را هم بخورد یا بگیرد
تخمکشی
تخت کشش
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تخم کشی کردن. [ ت ُ ک َ / ک ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تخم کشی. رجوع به تخم کشی شود.
فرهنگ فارسی
تخم کشی
کلمات مرتبط
تخم کشی
تخم کشی از جانوران هم تیره
به تخم کسی
تخم کسی را کشیدن
روی تخم چشم کسی جا داشتن
کسی را روی تخم چشم جا دادن کسی
کسی نمی تواند تخم دیگری را هم بخورد یا بگیرد
تخمکشی
تخت کشش
نظرات