کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تخم-کشی | کلماتور
معانی کلمه : تخم کشی
تلفظ بین المللی :
/tˈoxm kˈeʃi/
تلفظ :
[t'oxm k'eSi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تخم کشی از جانوران هم تیره
تخم کشی کردن
از جانوران همتیره تخم کشیدن
تخم مرغی بس کشیده
تخم مرغی کشیده
تخم کسی را کشیدن
تخم کشیدن
ملانصرالدین کاری نداشت سوزن به تخمش می زد داد می کشید
محمدرضا تخت کشیان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
تخم کشی. [ ت ُ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) اصطلاحی است برای گشن گیری چارپایان و مواشی ، که نران فحل و برگزیده را در میان مادگان اندازند جفت گیری را.
فرهنگ فارسی
اصطلاحی است برای گشن گیر چارپایان و مواشی که نران فحل و برگزیده را در میان مادگان اندازند جفت گیری را .
مترادف و متضاد
قاسم تخمگیری
کلمات مرتبط
تخم کشی از جانوران هم تیره
تخم کشی کردن
از جانوران همتیره تخم کشیدن
تخم مرغی بس کشیده
تخم مرغی کشیده
تخم کسی را کشیدن
تخم کشیدن
ملانصرالدین کاری نداشت سوزن به تخمش می زد داد می کشید
محمدرضا تخت کشیان
نظرات